شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸

 

تعداد کل بازدید کنندگان: ۱۲۹۳۲

تعداد بازدیدکنندگان کنونی: ۱

PageRank


 

WELCOME       
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸

بسم الله

هو الحق ، هو الرحم الراحمين ، خدايا ، بگذار به زبان خودم ، زبان فارسي بخوانمت ، اي خداي من ، اي يگانه ، اي از اذل هست و تا ايد هست ، اي وجود من از آن توست ، اي كه يك دمم نيز به لطف رحمت توست ، اي آفريدگار منو قلم ، اي آفريدگار خوبي ، فقط خوبي خوبي خوبي ، وجود تو از زشتي و ناپاكي مبرا ست .
پس مي خوانمت همانگونه كه به رسوالت نداي خواندن دادي :
اقرا باسم ربك الذي خلق

ميبيني پروردگارم ميبيني اين روزهاي سرزمين شيعيانت را ، چه راحت ميزنيم و چه بي پروا ميكشيم ، خدايا در اريكه تو ، جرم قتال را چه نهاده اند ؟
خدايا بي پروايي بردار كشي را از ما بگير .
به چه جرمي مردمان ايران را بيگانه و عجنبي مي خوانند ؟
من ، شازده لابد ديگر بيگانه پس چه بگويم از ايرانم ؟
بس است ديگر از بس كه گفتيم كوروش و داريوش و تاريخ كهن ، من منمو كوروش كوروش ، گذشته از آن كوروش بود پس چرا آينده از آن من ايراني نباشد .
چرا ميزنند ، ميكشند ، تهديد ميكنند و در آخر ميگويم ، چشم ، هر چي شما بگوييد . خدايا ، خدايا ، فراموشمان كه نكردي ، كردي ؟ نه نه ، دانم همينكه هنوز زنده ام يعني اينكه هنوز خداي من به يادمه .
خدايا در كجا انقدر زود حكومت از كوره در ميرود و دست به تفنگ ميشود ، مگر مردم من چي گفته اند ، چي ميخواستند .
خدا جون ، حالا ما ديگه شديم بيگانه ، شديم خس و خاشاك ، آره خدا جون ؟
ايران واسه همه ايرونياس ، واسه منه ، واسه اون بچه پولدارس ، واسه اون دختر فقيرس ، واسه اون مسلمونس ، واسه اون زرتشيه و كليميو مسيحيس ، ايران واسه اونيه كه به احمدي ن‍ژاد راي داده ، ايران واسه اونيه كه به موسوي راي داد ، ايران واسه اونيه كه به كروبيو رضايي راي داد ، آره ايران واسه اونيم هست كه اصلا راي نداد ، آره واسه اونم هس ، آره خدا ايران واسه همه ماست ولي آخه خدا جون ، خداي خوب من ، پس كي ميخوايم ما اينو بفهميم ؟ ها خدا ؟
ما نه خواهان آشوبيم ، نه خواهان ويرانگري و ننگ بر كسي كه در اين خاك آشوبي كند و برگ سبز درختي را به ناحق برچيند ، به بيت المال آسيب زند ، اتوبوس و بانكي را آتش زند ، لعنت و ننگ بر او .
ما كه قانون قانون ميكنيمو ديگرون رو متهم به بي قانوني مي كنيم پس به كدامين قانون نوشته و نانوشته ميزنيم و ميكشيم دختركانو پسركان ايراني را ، خدايا اين قانون بي گناه كشتنت را تو كجاي قرآن و اسلامت نوشتي كه باهاش ميكشن ، خدايا ميگفتن اون قديما شاه هم مردم رو ميكشت ، تو كه لااقل اين حرفا يادته خدا .
خدايا بدجور چشم به راه روز جزاتم ، در اينكه من گناهكارم خبطي بر اين جمله نيست ولي چشم به راه ديدن سرنوشت خيليا تو روز جزايتم .
خدايا بر من ببخش اگر بدي كردم كه تو دانايي بر ناداني من كه تو اگر به جرمهاي من نيت بر قصاص مينمودي تا به اكنون بارها مرده بودم ولي بخشيدي ، پس چرا مردمان دين نمايت حتي گناه ناكرده را نمي بخشند و جرم را خود اين نكردن گناه ميدانند .
خديا اينان چه راحت فراموش كردند كه وجود حكومتشان مديون همين مردم است ، چه ساده و چه راحت فراموش كردند كه حال اينگونه راحت ما مردم را خارجي و خس و خاشاك مي خوانند و تهديد مي كنند .
ما ماييم ، لازم است كه باورمان كنند .



پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸

راي من فروشي ، تو فقط بگو چند !

جناب احمدي نژاد ، بي پرده اي ؟ پس بي پرده با تو سخن مي گويم ، راي من فروشيست ، چند ؟ تو بگو ، فروشنده ام .
تويي كه وقتي رياست خود را در خطر ميبيني ، ديكتاتوري خود را در خطر ميبيني اينگونه راحت به دامان ديگران چنگ ميزني تا آنها را به پايين بكشيو خود را يك قهرمان ملي معرفي نمايي .
چطور در چنين شبي به ياد اين سخنان افتادي ؟!!! چرا ؟ چون همه چيز را از دست رفته ميديدي ، آري تو رياستت را از دست رفته ميديدي ، تويي كه تلويزيون و راديو و هر خبرگزاري و روزنامه اي در سيطره توست به چه حقي ميگويي كه بر تو سخت گرفته اند اهل رسانه ؟!!

نمونه بارزش طرفداري بي چون و چراي خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران و همچنين خبرگزاري فارس از سخنان ديشبت .
تو تورم ۴۹ درصدي هاشمي را به رخ ميكشي ؟ واقعا جالبه كه تو دوران بي ثباتي پس از جنگ رو با الان مقايسه ميكني ، واقعا آدم چقد كوته فكر ، نه ، نه ، تو كوته فكر نيستي ، مكاري و در مقابل تو شخصي نشسته بود كه از فن مناظره و سخن وري بي خبر ، اگه مردانه پيكارگري پس اين انتقادات رو رودر روي هاشمي مرد پير سياست ميكردي ، چرا نكردي ، چون ميدونستي بدجوري كم مياري ، اگه مرد بودي تلويزوين را به روي خاتمي نميبستي كه مردم ۴ سال از حال او بي خبر نمانند و او هم حق صحبت و دفاع داشته باشد ، مردي كه در مقابل هر ايرانيو هر خارجي قابل احترام بود ، پس با منطق تو تمام انسانهايي كه در دو دوره قبل با قاطعيت تمام به خاتمي راي دادند انسانهايي نفهم بوده اند و در اين كشور فقط تو اهل كمالي .
تو چه را به رخ ما ميكشي ؟ تعداد قطعنا مه هاي شوراي امنيت را برايت باز شمرم در اين دوران ؟ حتما دروغ است لابد اين تحريمها ، تحريمها مربوط به يك ايران ديگر در يك كره ديگر است ، من را به فلسطين چه ؟ مني كه خودم و مردم در سختي هستيم چه كار با اين عرب ؟ عربي كه خود عرب را فراموش كرده پس منه عجم كاسه داغتر از آش را به چه كار ؟ ميداني چرا ؟ چون تو تشنه جولان دادن و من من كردني ، فارق از هر گونه استرات‍‍ژي و مصلحت انديشي از براي مردمت .
داد ميزنيم كه در فلان كشور راي را ميفروشند ، پس بشنو .
افزايش حقوق مستمري بگيران سازمان تامين اجتماعي كه قشر عظيمي از مردم را تشكيل مي دهند آن هم در ماه انتخابات ، تا كنون سابقه نداشته افزايش حقوق اين قشر زودتر از تير ماه اعمال شود آن هم افزايش حقوق همراه با گزينه جديدي به نام يارانه يا وا‍ژه بهتري به نام رشــــوه .
اگر تو دلت براي مردم ميسوخت چرا اين دست و دلبازي را سالهاي گذشته نكردي و اگر براي رضاي خدا بود چرا در ماه بعد اين افزايش حقوق ها را اعمال ننمودي ؟
از طرف ديگر صف طويل ايجاد شده در جلوي بانكهاي سپه و صادرات ، چرا ؟ آري ، در ماه انتخابات رياست محترم جمهور براي خريد راي سود سهام عدالت واگذار مي نمايند . چه جالب .
به يك باره نامه اي به ادارات دولتي ارسال شده مبني بر افزايش حقوق كاركنان دولت با رشد خوبي ، ولي نه ، چن روز بعد از نو يك اصلاحيه ارسال ميگردد مبني بر افزايش دوباره ضرايب حقوقي ، اكي ، باز هم چقد جالب !!!
پرداخت حقوق معوقه تماميه كارخانجاتي كه ورشكسته شده اند ، آخي ، طفلكي .
اين همه دست و دلبازي آن هم به يك باره و آن هم در ماه انتخابات .
راي من نيز فروشيست ، تو تنها رقم بگو .
و اما بحث جالب سياست خارجي ، تو به چه حقي از سياست خارجي خود دفاع ميكني ؟ آيا در اين ۴ سال اصلا ما چيزي به نام سياست خارجي داشتيم كه از آن بتوان دفاع نمود ، آيا در منطقه كشوري همسايه را ميتوان يافت كه آرزومند مرگ و خفت هر ايراني نباشد ؟؟؟؟؟؟ آيا ريختن خون شيعيان هلال شمرده نميشود ؟ آيا يك كشور اروپايي براي ما ارزشي قايل است ؟
سيايت خارجي ما كشورهاي گمانم افريقايي و چند كشور امريكايي و لبنان و سوريه باج گير و فلسطين است ، همين .
دولت تو جايگاه عزل وزراي مخالف توست ، دولت تو جايگاه استيضاح وزراي نالايق آن هم توسط مجلس شوراي اسلامي همسوي دولت توست . واقعا جالبه كه مجلسي كه كاملا در اختيار توست باز هم از كارهاي تو و وزرايت به ستوه مي آيد !
واقعا متاسفم كه به جاي اينكه از خودت دفاع كني چنگ به ديگران مي اندازي آن هم بي دفاع ايشان !! بانك مركزي كه قسمتي تايين كننده در هر كشور بوده و كاملا مستقل از دولتها عمل مي كند در اين ۴ سال ۳ رييس را به خود ديده و دست آويز و بله قربان گوي مطلق تو گشته .
تو اين ۴ سال جز آمارهاي دروغ از تو نشنيديم و حال تورم ۲۵ درصدي ما مديون زحمات كيست ؟ مسكن مديون كيست ؟
در اين تقريبا يك ساله دنيا دجار افت اقتصادي شده و به سبب آن قيمت مايحتاج مردمي و كالاها به كل كاهش جهاني يافته و به طبع آن كالاها در ايران از افت قيمت برخوردار گشته كه اگر اين لطف شانسي نصيبمان نمي گشت بي شك اين ۲۵ درصد حداقل به ۲ برابر تبديل ميشد . يك جمله ، اين كشور في امان لله ول شده است .
ميدانم كه تو باز با اين خريدهاي رايت اين دوره نيز پريزيدنت ايرانياني ، پس صميمانه و دلسوزانه و از صميم قلب برايت آرزوي موفقيت و سربلندي مي كنم و اميدوارم كه در كنار مردم و با مردم باشي و به ياد ايران و ايراني نه اجنبي و عرب .
من نه طرفدار توام نه هاشميو امثال او ولي جناب محمود احمدي نژاد ، مرد صفت باش و بر خرد جمعي تكيه زن نه منطق فردي و ديكتاتوري خود .

:: پي نوشت :: مطلبي از ديگر نوشته ها ::
* مناظره موسوي و احمدي نژاد،شب مرگ اخلاق -- از ابطحي
* فيلم مناظره موسوي و احمدي نژاد



جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۸۷

عشق

بزرگی ميگفت : " عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب " . حال هزار شب پشيمانم كه چرا يك شب عاشق نشدم .


جمعه ۱۵ آذر ۱۳۸۷

تولدم ... !

 

اه , یه سال دیگم گذشت .

هو , بچه پر رو , جمعه پیش تولدم بودا , کجا بودی ؟
من خیلی بدم میاد کسی روز تولدم یادش بره , میدونم اخلاق بدیه ولی واقعا بدم میاد و بهم بر می خوره , حالا جالبش اینجاس که خودم بعضی وقتا بر خلاف میلم روز تولد دوستام نا خواسته از یادم میره و اون بنده خداهام جیکشون در نمیاد !! چیه ؟ دیکتاتور ندیدی , خوب حالا ببین !
بچه بودم گندتر بودم , از ۱۰ روز قبل هر روز اعلام میکردم که فلان روز روز تولدمهـــــــــــا .
نمیدونم روز تولد آدما میشه بهترین روز عمرشون با که بدترترین روز عمرشون , من هنوز این مساله رو درک نکردم !
هر چی که هس من تو اون روز دس به سیاه و سفید نمیزنمو واقعا شاهانه زندگی میکنم , خوب بابا همش یه روز دیگه , چیه خوب ؟
الان مامان بینوام اینو میشنید میگفت نه که جون خودت روزای دیگه دس به سیاه و سفید میزنی ؟؟؟!!!!
خوب بابا هر کیو یه مدلی آفریده منم وقتی داشته گل بازی میکرده گل منو از قسمت تنبلا و گشادا برداشته و ذارپ تولیدم کرده - هو , حالا پررو نشیا , من خیلیم گلم ! -
هفته پیش که چشمان مبارکمان را گشودیم و گفتیم های زندگی , یه سال بزرگتر شدما ( جدا حالا بزرگتر شدم ؟! ) از شانس گندم جمعه هام کلاس دارم و از طرف دیگم با همکارام قرار بود بریم کوه , جمعه ها از ساعت ۱۱ تا ۱۸ کلاس دارم پس وقت واسه کوه داشتم .
حالا ساعت چن بود ؟ ۵ صبح !! یه دوسه تا دری وری گفتم که بابا آخه الان چه وقت از خواب پاشدنه آخه و رفتیم سراغ صورت همچو ماهمون و جاتون خالی یک شیش تیغی در این روز فرخنده و میمون نمودیم که انگاری مادرزادی رفسنجانی بودیم !!! ساعت یه ربع به ۶ یکی از همکارام اومد دنبالم که تشریفمون رو ببریم یه نوک پا اورستو فتح کنیمو برگردیم .
وقتی سر قرار رسیدیم وای خدا ۶۷ نفر بودیم - تصورشو بکنید که ۶۷ تا گشاد هیکل آرنولدی قرار بود برن کوه - اوخ ببخشید ۶۶تا , آخه خودم که ماشالله خفن آرنولدم ( جون ... ) .
آقا یه ۵تا کوه نوردم رییسمون با خودش برداشته بود و ما بلانسبت شما الاغا نمیدونستیم که این ۵تا چه خوابی واسون دیدن !!!!!!
همگی با ماشینامون رفتیم تا به پای کوه مدنظرشون رسیدیم , یعنی همون جایی که قرار بود دهن مهن ما رو صاف کنن , را افتادیم , اولش خوب بود , جاده صاف و هموار با شیب تقریبا خوب ولی سرد و نموره برفیم میبارید .
دفه های قبل که با اراذل اوباش همکار میرفتیم کوه فقط اسمش بود که داریم میریم کوه , یه نیم ساعتی پیاده روی می کردیم بعدش یه ۲ ساعتی صبحانه در شکم میکردیم ! این دفه هم همه انتظارشون همین حد بود و من از همه بدتر , تا اونجایی که با یه تیپ کاملا رسمی و ترگل بر گل و با کفش چرمی پاشده بودم رفته بودم کوه , خوب آخه بابا هم تولدم بود هم بعدش باید مستقیم میرفتیم دانشگاه و فقط کراوات کم داشتم .
جاده هموار کم کم تموم شد و ارتفاع زیاد و زیادتر و آقا پس چرا بر نمیگردیم و نگو تازه رسیدیم اول راه , چشمتون روز بد نبینه از ساعت ۶:۵۰ تا ۱۱:۱۵ بالا رفتنمون طول کشید اونم با چه وضعی , با این لباسا و اون کفش و اون سرما و تند شدن بارش برف !!! همه به فحش دادن و لعنت فرستادن به خودشون افتاده بودن - وای خدا چه روز سختی بود , تا عمر دارم یادم نمیره و از بالا رفتن سخت تر پایین اومدن بود , زانوهام داشتن ذوق ذوق میزدن , شکم خالی و این همه عذاب در روز ظهور شازده علیه رحمه ! وا مسیبتا , وا اسفا , وا اسلاما , وا مامانا !
ساعت ۱۲:۳۰ رسیدیم پایینو یه چی دادن که بخوریم , تخم مرغو چاییو از این چیز میزا ولی کی حال خوردن داشت , از کلاس ساعت ۱۱ که شده بودم و رمقیم واسه کلاس بعد از ظهرمم نبود و به رفیقم گفتم منو ببر خونه با لگد بندازم پایین که برم تو رختخوابم و بمیرم , وای خدا هیچ وقت از دیدن تختم انقد خوشحال نشده بود , آخ تخت عزیزممممممممم !!!
شبشم که جشن خودمونی به افتخار قدوم مبارکمون بر پا نمودیم و تا چن روز این زانوم درد میکرد و اون عکس بالام عکس کیک این جانب شازده جون گل پسر قند عسل میباشد .
تو اون روز خیلی از دوستام به یادم بودن و با تلو اس ام اس شرمندم کردن , تو اون روز ۴۶ تا اس ام اس از نازنینام داشتم که همیشه به یادشون خواهم بود و مدیونشونم واسه همه مهر و محبتشون , من واسه ای روز خیلی تعصب دارم و یکی از دوستام حتی یه روز فراموش کنه کلی بهم بر میخوره , همه بودن جز یکی که نیومد و بی معرفتی رو حجت تموم کرد .
وای کلاسم دیر داره میشه , فعلا گوگولیا



جمعه ۲۶ مهر ۱۳۸۷

شازده جان نیمکت نشین میشود

امسال سال ۸۷ , خدا میدونه اعلی حضرت تا حالا چنتا کنکور داده , دیگه آمارش به کل از دسش در رفته !!!
اولین سالی که کنکوریدم بچه بودم و سال سوم دبیرستان و زدم فرتی مهندسی صنایع , بی اونکه اصا بدونم صنایع نمنه و اون سال با اختلاف کمی نسبت به نفر آخر قبولی قبول نشدم ولی همون اختلاف کم باعث غرورم شد و پیش خودم گفتم خداییش بی خود نیس که شازدم , مخ نیس که ماشااله , منی که هنوز سوممو پیش رو نخوندمو دوذارم واسه کنکور نخوندم خیلی خوب کنکوریدم وهمین شد که آقا سال دیگش حتی یه ذره هم واسه کنکور نخوندمو ادعام هم میشد که حتما شریفیم من .
جوابای دولتی اومدو آقا دمم گم یک گندی زده بودم که بیا و ببین بعدشم که آزاد که الکترونیک زده بودمم قبول نشدم و این بود شروع افسانه پشت کنکوری شدن تفلکی اعلاحضرت جان !
سال بعدشم باز الکترونیک و باز رد شدن , خداییش این بار خونده بودم , خیلیم خونده بودم ولی مدل درس خوندنم بد بود , هیشکی نبود که راهنماییم کنه که چه مدلی بخونم و این شد که اون سالم ... .
سال دیگش دیگه ته خرخونیو شرکت تو آزمونای بابا قلمچی و رتبه های خوب و خوبتر و امیدواری همه به اینکه امسال حتما تو یه رشته خوب قبول میشم ولی باز دولتی نشدو تو آزادم با یه اختلاف ناچیز تو الکترونیک رد شدم و شدم دانشحوی کام نرم افزار تو یه دانشگاهی که اصا دوسش نداشتم , حقم واقعا اون نبود , دیوونه داشتم میشدم .
گذشتو فارغ التحصیل شدم ولی هیچ وقت ارضا و راضی نشدم و بازم سالای دیگش کنکوریدم ولی قبول نمیشدم چون اصا نمیخوندم واسه کنکور .
تا شد کنکور سال ۸۷ و بازم یه پشت کنکوری به نام شازده .
امسال تو همون دانشگاهی که دوسش داشتم ولی ایندفه کام سخت افزار قبول شدم و رفتم واسه ثبت نام و شدم دانشجوی سال اولی !!!
جاتون خالی سر اولین جلسه فیزیک که رفتم یه خوره دیر کرده بودم و از سر کار با لباس فرم و خیلی رسمی کله رو انداختم پایینو رفتم تو کلاس و آقا بر و بچزم شرمندمون کردن و به احترام استاد پاشدن !!!!!!!!
خیلی خجالت کشیدم , بخدا غیافم پیر نیستو همه میگن خیلی نمیشه تشخیص داد که از بقیه اختلاف سنی زیادی داشته باشی ولی اون روز ضایع شدیم , البته من که عمرا کم بیارم جلو ۴و۵ تا بچه ولی خوب بهم بر خورد .
یادش به خیر ۳و۴ سال پیش که تو آموزشگاه و یه ترمم تو دانشگاه علمی کاربردی درس میدادم با بچه ها این مشکل رو داشتم که باورشون نمیشد من استادم از بس که جوون و گاها از دانش آموزام کوچکتر بودم حالام که باید به این فینگیلیا حالی کنم بابا منم دانشجو هستم .
خیلی تنهام تو دانشگاه , عینه بچه مثبتا میرم ذارپ همون جلو کلاس جلوس می کنمو ساکت و آرومم آخر کلاس پا میشم میرم , اونم کی ؟ شازده ای که سر کلاس فکش یه لحظه هم بسته نمیشد ولی چی کنم , نمیتونم خودمو با این فسقیلیا جور کنم , بابا خیلی بچن , قدا که ماشاله یه متر , بابا چرا انقد کوتاهن اینا ؟ بعضیاشونو اصا نمیشه باور کرد که بچه دانشجو شدن .
شرمنده که انقد عصا غورت داده می لاگم , خودم از طرز نوشتنم حالم بد میشه , نوشتن یادم رفته , خدا کنه بهتر شم , کمکم کن .



شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۷

تنبلا باید برقصن

به به , به به , چقد حال میده آدم عینه کودنا پشت کام میشینه و هی به این مغز مبارک فشار میاره که یه چیزی بنویسه ولی نمیتونه , وای , انقد حال میده که آدم میفهمه بلانسبت چقد داره گیج بازی در میاره که نگو .
اون قدیما چه خوب یا که بد وقتی میخواستم بنویسم و وقتی میشستم جلو کام ناخوداگاه انگشتام فقط رو کیبور فشار میاوردن , بی توجه به فعل و فاعل و غلط املایی , روزای خوشی بود , یه دل خوش داشتم و یه عالمه دوستایی که میدونستم واقعا دوسم دارن , بگذریم .
آقا جاتون خالی ما تنبلها نیت بر این نمودیم که تنی بجنبانیم , من که ماشاالله هیکل توپ , ترکه ای ولی همکارای ارجمند ماشاالله تانکر با ابعاد و اشکال گوناگون یهویی همگی یه ۳۰ و ۴۰ نفری پا شدیم رفتیم واسه ثبت نام تو کلاس رقص اسلامی !!!
آی جاتون خالی این ۳ جلسه آمادگی جسمانی که رفتم خدا میدونه چقد خندیدم چقد لبمو گازیدم که جلو خندم رو بگیرم .
جلسه اول شروع شد مربیمون شد نفر سوم شیرجه آسیا و ما شدیم شاگردایی با اشکال مختلف , از گلابی گرفته تا هندونه و خیار !!!! وقتی شروع کرد به نرمش یهویی آهنگ مبتذل ( استغفرالله ) شروع شد و همه شروع کردن به قر دادن البته در سایه اسلام ناب ! آقا این مربی بدبخت ما بال بال زد طفلکی که بابا ایها الملت گشاد ! هر کاری من میکنم شمام همونو عینن انجام بدید , من میرم چپ شمام برید چپ و من میرم راست و شمام برید راست , وااااای , یادم میفته میمیرم از خنده , آقا این بنده خدا مثلا دست راستشو میبرد بالا یکی دست چپشو میبرد بالا اون یکی میبرد پایین اون یکی کمرشو قر می داد اون یکی پاهاش به هم گره می خورد و خلاصه یک وعضی بود با حال , حالا فک کنید جلوت رییست و رییس کل منطقه و معاونینش دارن واست فیلم کمدی بازی می کنن و تو باید هم حرکات مستهجن و موزون انجام بدی هم جلو ترکیدن از خندتو بگیری , طفلکیا گناهیم ندارن یا سنشون یه نموره بالا رفته یا از بس این شیکم جلو اومده که خودش واسه خودش بریک میزنه و آهنگم تند تر و تندتر و اینام بیشتر به ما حال میدادن و به هم میخوردن و تلـــپ !
آی محمود جون کجایی که ببینی تو مملکت اسلامیت مدیرانت چه حرکات با حالی با این آهنگای منتشره از استکبار جهانی انجام میدادن .
این طفلی محمود تو
نومزدنگ پسرش چه ساده و بی ریا با ذکر سلام و صلوات پسرش رو میفرسته دم بخت و نماز به پا میداره اونم تو وسط نومزدنگ , دمت گم حاج محمود , البته بعدا کارت دارم حاج محمودا .
مردم من به خنده , تفریح و ورزش نیازمند و محتاج نـــــیــــستن , مردم من به خنده و تفریح آرزومندن , محمود , خوشی و خنده و تفریح دیگه واسه ما یک احتیاج و یک نیاز نیست , یک آرزوست .



شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۷

چار تاییاش

به به , به به , چار تا چار تا میل می کنیــــــم !!!!!!!! دمشون گم خداییش , هیچی نتونست منو تو این همه مدت طولانی به لاگیدن وادار کنه الا این چارتا خوردنای امروز , عجب حالی داد خداییش , اول که این بزغاله های استقلالی چارتا خوردن داشتم آتیش می گرفتم ولی وقتی دیدم پرسپولیسم داره گند میزنه یه نموره آتیشم کم سو شد !!!!
خوب چیه ؟ من از زمین خوردن رغیب خوشحال میشم خوب , حرفیه ؟!!
به نظرتون یه خورده عجیب نیست ؟ دو هفته پیش اول پرسپولیس بازی کرد و باخت و بعدش استقلال بازی کرد و باخت , هفته قبلم که با هم مساوی کردن و این هفته حالا استقلال اول بازی کرد و چارتایی شد و بعد پرسپولیس , بو میده , بد .

راستی از قدیم ندیم گفتن عدو شود سبب خیر , راس گفتنا , این پرسپولسم کاری کرد که ما بنویسیم , کاری که جشن تولد و سال تحویل و هزارون دلیل دیگه واسه نوشتن نتونستن بکنن , خدا رو چه دیدی , شاید شروع کردم به نوشتن , هر چن که دیگه اینجا یه خواننده هم نداره و شازده یه اسم نامفهومه , ولی همین خوبه , خوبیش به اینه که واسه دلت بنویسی , مثل همون روزای اولی که شروع کردم و هیشکی شازده رو نمیشناخت , همه چی از زمونی خراب شد که این رفق قشنگ ما ما رو کشکی کشکی کردن بلاگ برتر و ما در صحنه ظاهریدیم و همه رویمان بدیدند و پرده از روی برفتو آشکار شد نام و شرهتمان آن هنگام بود که پی بردیم از هدف اولمان که همان نگاشتن واسه دل صابمردمان بود نه مشهور شدن دور گشته ایم و از آن روز دیگر به معنای واقعی نلاگیدیم , پس , به امید خدا



سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۶

وزرای محترم

به نظرتون چی جالبتر از این می تونه باشه که آدم ببینه دولت مردمی و محبوبش دولتمرداش دارن یکی یکی پرپر میشن و یا به زبون ساده تر دارن یکی یکی فلنگ رو میبندن و الفرار , خیلی جالبه هـــــــــا , نه ؟

به نظرم بندگان خدا حتما به خاطر مسایل شخصی و مشغله فراوان هستش که وزارت رو دونه به دونه ودا میگن و و الا بعید که زبونم لال به خاطر نارضایتی از بزرگ دولتمرد عدل عدالت باشه که استعفا میدن .

نارضایتی , اونم تو این دولت ؟ زبونتو گاز بگیر بچه .

تو این مملکتی که به کوری چشم دشمن و استکبار و علل خصوص جناب آمریکی دهن سرویس نرخ بیکاری و تورم تک رقمی هستش و اون چند درصد آدم الاف و بیکارم از رو گشاد بازی خودشون که نمیرن سره کار وگرنه واسه این چند درصدم وفور فرصت شغلیه .

چی فک کردی ؟ فک می کنی اینجا مثل اروپاس که مردمش امشب بخوابن و فردا که چشمون مبارک را بر جهان گشودن آدامس ۲۰ تومنی شده باشه ۲۰۰ تومن ؟!!!! ذهی خیال باطل , اینجا ایرن داداش , آره , مهد دلیران و دلیر مردان عدل گستر .

بر منکرش لعنت , بشمار .



شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۶

اندر احوالات ما

با سلام خدمت مشتاقان بیانات ما شازده ی بس دودره باز تنبل
اگر جویای احوالات ما هستید که میدونم نیستید , ای ما بدک نیستیم و واسه رو کم کنیتونم که شده هنوز زنده ایم و دممان هم بد جوری داغ است , به کوری چشم استکبار .
اولندش آقا عیدتون مبارک , ایشالله اون عیدی روبه چشم ببینیم که نمازی در لوای پرچم خاتم درش بخونیم .
و اما دومندش , شرمنده دومندش نداریم و هر چی به این مخ خاک خورده مبارکمان فشار میاریم جز همون اولندش چیز دیگه ای توش نیس لامصب , خداییش نمیدونم چرا به کل تعطیل شده و کرکره هم داده پایین .
امروز خیر سرمون امودیم مطلب از خودمون استخراج کنیم تا این روز عیدی مستفض شید ولی هیچی به ذهنم نمیرسه , از بس که آپ نکردم باور کنید موندم که چه جوری و با چه مطلبی کارم رو آغاز کنم , ولی ایشالله بزنم به تخته و چشم و گوش الیاس هم کور و کر قراره که یه نموره به خودمون تکانی دهیم و بشیم مثل سابق , البته مثل مثل سابق که عمرا بتونم بشم ولی یه خورده قول میدم .
ولی دم شمام گرما , کلی تو این چن وقته سراغم رو گرفتید , میکشمتون بخدا , قدیما یادمه حتی اکه یه روز ازم خبری نمیشد این پاشنه در خونمون رو از جا در میاوردید که بشر کجایی و نگرونتیم ولی الان ماه به ماهم که میرم انگار نه انگار , نه , از حق نمیشه گذشت و بی معرفتی از خودم , دوستون دارم .

 

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی , اما حال که به آن دعوت شده ای , تا میتوانی زیبا برقص .



يكشنبه ۸ مهر ۱۳۸۶

امشب

امشب , شب قدر , یادت باشه عزیز , یکی هست که سخت محتاج به دعای تو نازنین , مریضا , اموات همه و من حقیر و هر بنده ای که محتاج دعاست , چشم به راهیم , یا حق


 
©۲۰۰۶ Shazde Irooni . All rights reserved
Home